<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>رویکرد فلسفه در مدارس و سازمان ها</title>
    <link>http://www.esbam.ir/</link>
    <description>رویکرد فلسفه در مدارس و سازمان ها</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش مدیریت آموزشی در نهادینه سازی یادگیری مادام العمر</title>
      <link>http://www.esbam.ir/article_244086.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش مدیریت آموزشی در نهادینه‌سازی یادگیری مادام‌العمر انجام شد. روش کار: این مقاله از نوع علمی ـ مروری است و داده‌های آن از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و جست‌وجوی نظام‌مند در پایگاه‌های اطلاعاتی از جمله علم‌نت، گوگل اسکالر، ایرانداک، سیویلیکا و پایگاه جهاد دانشگاهی گردآوری شده است. منابع مرتبط پس از گردآوری، به‌صورت نظام‌مند بررسی و تحلیل شدند تا مؤلفه‌ها، سازوکارها و موانع کلیدی این حوزه استخراج و طبقه‌بندی شوند. نتایج: رهبری آموزشی تحول‌گرا، شکل‌دهی فرهنگ سازمانی یادگیرنده، انعطاف‌پذیری در طراحی برنامه‌های آموزشی و بهره‌گیری هدفمند از فناوری‌های یادگیری از مهم‌ترین مؤلفه‌های مدیریتی مؤثر در نهادینه‌سازی یادگیری مادام‌العمر هستند. همچنین چالش‌هایی مانند تمرکزگرایی در سیاست‌گذاری آموزشی، ضعف هماهنگی میان نهادهای آموزشی و مهارتی و نبود سازوکارهای اعتباربخشی به یادگیری‌های غیررسمی از مهم‌ترین موانع تحقق این رویکرد محسوب می‌شوند. یافته‌های این پژوهش می‌تواند برای مدیران آموزشی و سیاست‌گذاران در طراحی راهبردهای مدیریتی مؤثر جهت توسعه یادگیری مادام‌العمر مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه&amp;amp;shy; گیری: نتیجه‌گیری کلی نشان داد که چالش‌هایی مانند تمرکزگرایی در سیاست‌گذاری آموزشی، ضعف هماهنگی میان نهادهای آموزشی و مهارتی و نبود سازوکارهای اعتباربخشی به یادگیری‌های غیررسمی از مهم‌ترین موانع تحقق این رویکرد محسوب می‌شوند. یافته‌های این پژوهش می‌تواند برای مدیران آموزشی و سیاست‌گذاران در طراحی راهبردهای مدیریتی مؤثر جهت توسعه یادگیری مادام‌العمر مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و ارائه مدل طلاق عاطفی براساس اعتقادات معنوی زوجین ایرانی</title>
      <link>http://www.esbam.ir/article_244299.html</link>
      <description>هدف:  پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارائه مدل تبیین طلاق عاطفی بر اساس اعتقادات معنوی زوجین ایرانی انجام شد. روش کار: روش تحقیق از نوع رویکرد آمیخته (کیفی&amp;amp;ndash;کمی) بود. در مرحله کیفی، ۳۰ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ زوج متقاضی طلاق عاطفی انجام و با تحلیل محتوای توصیفی&amp;amp;ndash;استنتاجی، سه دسته اصلی اعتقادات معنوی (اعتقاد به خداوند، اهل بیت (ع) و خاندان) و سه الگوی رفتاری (تواضع‌محور، توبه‌محور، استغفارمحور) استخراج شد. در مرحله کمی، پرسشنامه‌ای بر اساس یافته‌های کیفی طراحی، با روش دلفی و مشارکت ۱۰ متخصص تأیید شد، و روی نمونه‌ای تصادفی طبقه‌بندی‌شده از ۲۰۰ زوج (۴۰۰ فرد) در تهران اجرا گردید. نتایج: تحلیل عوامل مرتبه دوم و مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) نشان داد که مدل طلاق عاطفی بر اساس اعتقادات معنوی با شاخص‌های برازش عالی (&amp;amp;chi;&amp;amp;sup2; = 166.75، df = 167، p = 0.49، RMSEA = 0.000)  تأیید می‌شود. یافته‌ها حاکی از آن است که معنویت در جامعه ایرانی به‌عنوان یک سیستم تبیینی چندسطحی عمل می‌کند و می‌تواند هم به حفظ رابطه بی‌معنی منجر شود و هم به تقویت صبر و تلاش برای اصلاح رابطه. نتیجه گیری: این پژوهش با تمرکز بر معنویت به‌عنوان متغیر اصلی تبیینی، چارچوبی نوین برای درک و مداخله در پدیده طالق عاطفی در جوامع اسلامی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر آوای سازمانی بر عدالت سازمانی معلمان مدارس متوسطه شهرستان دیر</title>
      <link>http://www.esbam.ir/article_244313.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین بررسی تاثیر آوای سازمانی بر عدالت سازمانی معلمان مدارس متوسطه شهرستان دیر بود. روش کار: روش پژوهش توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر 250 نفر از معلمان مدارس متوسطه شهرستان دیر بود که از طریق نمونه گیری خوشه ای تعداد 152 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این تحقیق پرسشنامه های آوای سازمانی هامس (2012) و عدالت سازمانی نیهوف و مورمن (1993) بود. نتایج: آوای سازمانی بر عدالت سازمانی معلمان دارای اثر مثبت و معنی داری دارد به عبارت دیگر آوای سازمانی موجب بهبود عدالت سازمانی معلمان می گردد. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که با تقویت آوای سازمانی در بین معلمان می توان به بهبود عدالت سازمانی سازمانی آنان در مدارس کمک فراوانی نمود. برخورداری معلمان از حق اظهارنظر و مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها (آوای سازمانی)، تصویری از انصاف و برابری را در محیط مدرسه ترسیم کرده و باور آن‌ها به حاکمیت عدالت در نظام آموزشی را تقویت می‌کند. زمانی که مدیران مدارس فضای امنی برای شنیده شدن صدای معلمان فراهم می‌کنند، این پیام را به کادر آموزشی منتقل می‌کنند که نظرات و جایگاه آن‌ها ارزشمند است؛ این فرآیند باعث می‌شود معلمان احساس کنند توزیع منابع، فرآیندهای تصمیم‌گیری و رفتارهای مدیریتی بر پایه انصاف و احترام استوار است و در نتیجه، ادراک آن‌ها از عدالت در محیط کار به شکل چشم‌گیری بهبود می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتعریف کیفیت یادگیری و خودارزیابی در آموزش مهارتی با بهره‌گیری از دستیار هوش مصنوعی: مطالعه‌ای در رشته شبکه و نرم‌افزار هنرستان فنی و حرفه ای</title>
      <link>http://www.esbam.ir/article_244586.html</link>
      <description>چکیدههدف: چالش اساسی در آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای، وابستگی بالای هنرجویان به مدرس در رفع خطا و ضعف در مهارت خودارزیابی پیش از آزمون‌های عملکردی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر به‌کارگیری دستیار هوش مصنوعی بر بازتعریف کیفیت یادگیری و ارتقای توانایی خودارزیابی هنرجویان پایه دوازدهم رشته شبکه و نرم‌افزار هنرستان دهخدا انجام شد. روش کار: این پژوهش یک مطالعه کاربردی با طرح نیمه‌آزمایشی پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون و رویکرد کیفی&amp;amp;ndash;توصیفی بود. جامعه پژوهش شامل ۱۵ هنرجوی پایه دوازدهم بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه استاندارد راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ)، مشاهده نظام‌مند و آزمون‌های عملکردی شبیه‌سازی‌شده بود. مداخله آموزشی طی ۶ هفته و با تمرکز بر آموزش &amp;amp;laquo;تعامل استراتژیک با هوش مصنوعی&amp;amp;raquo; برای تحلیل خطا، بازبینی مراحل کار و انجام خودارزیابی اجرا شد. داده‌های کمی با مقایسه نتایج پیش‌آزمون و پس‌آزمون و داده‌های کیفی با تحلیل توصیفیِ مشاهدات و عملکردها بررسی شدند. یافته‌ها: نتایج تحلیل کمی نشان داد راهبردهای شناختی ۱۱۱٪ رشد داشته و مؤلفه خودگردانی/خودارزیابی با ۱۵۳٪ افزایش همراه بوده است. همچنین یافته‌های کیفی از کاهش ۶۰٪ وابستگی به مدرس و ارتقای دقت فنی در پیکربندی سرویس‌های شبکه حکایت داشت. نمودارهای راداری ترسیم‌شده نیز گسترش نسبتاً متوازن ابعاد فراشناختی و خودتنظیمی یادگیرندگان را تأیید کردند. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد دستیار هوش مصنوعی با ایفای نقش &amp;amp;laquo;تسهیل‌گر شناختی&amp;amp;raquo; می‌تواند گذار از یادگیری منفعل به یادگیری خودگردان را تسهیل کرده و با تقویت &amp;amp;laquo;عامل‌بودن یادگیرنده&amp;amp;raquo;، اضطراب عملکردی را کاهش دهد و کیفیت تمرینات مهارتی را از طریق چرخه بازخورد آنی بهبود بخشد. بر این اساس پیشنهاد می‌شود الگوی &amp;amp;laquo;خودارزیابی فناوری‌محور&amp;amp;raquo; به‌عنوان مکمل/جایگزین روش‌های سنتی ارزیابی، در برنامه‌های درسی هنرستان‌ها و طراحی آزمون‌های عملکردی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش و جایگاه معلم و فضای کلاس در پرورش خلاقیت هنری</title>
      <link>http://www.esbam.ir/article_245918.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش و جایگاه معلم و فضای کلاس در پرورش خلاقیت هنری دانش‌آموزان انجام شده است. روش کار: این پژوهش از نوع مطالعه مروری نظام‌مند ست و داده‌های مورد نیاز از طریق جست‌وجوی نظام‌مند در پایگاه‌های علمی معتبر داخلی و خارجی شامل Scopus، ScienceDirect، ERIC، Google Scholar، SID و Magiran گردآوری و مقالات منتشرشده در بازه زمانی 2013 تا 2025 بود. نتایج: نتایج نشان داد که خلاقیت هنری دانش‌آموزان حاصل تعامل چندبعدی میان ویژگی‌های فردی یادگیرندگان، شیوه‌های تدریس معلم و ویژگی‌های محیط یادگیری است. معلمان با به‌کارگیری رویکردهای دانش‌آموزمحور، فراهم‌کردن فرصت تجربه‌گری، حمایت از ایده‌های نو، تشویق تفکر واگرا و ایجاد فضایی عاری از ترس و قضاوت، نقش مؤثری در توسعه خلاقیت هنری ایفا می‌کنند. همچنین، فضای کلاس زمانی می‌تواند بستر مناسبی برای پرورش خلاقیت فراهم آورد که از ویژگی‌هایی نظیر امنیت روانی، آزادی بیان، انعطاف‌پذیری، تعامل سازنده و دسترسی به منابع و محرک‌های هنری برخوردار باشد. نتیجه گیری: بر این اساس، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های آموزشی ویژه‌ای برای توانمندسازی معلمان در زمینه آموزش خلاقیت و روش‌های تدریس نوآورانه طراحی و اجرا شود. همچنین، بهبود فضای فیزیکی و روان‌شناختی کلاس‌های درس، تأمین امکانات و منابع هنری متنوع و توسعه رویکردهای فعال، اکتشافی و مشارکتی در آموزش هنر در اولویت سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های آموزشی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری نظام‌مند بر نقش و جایگاه آیین ها و سنت های فرهنگی در بهبود شادی و همبستگی دانش آموزان در مدارس</title>
      <link>http://www.esbam.ir/article_246752.html</link>
      <description>هدف: هدف این مطالعه، مروری نظام‌مند بر نقش و جایگاه آیین ها و سنت های فرهنگی در بهبود شادی و همبستگی دانش آموزان در مدارس بر اساس پژوهش‌های انجام‌شده در سال‌های اخیر است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع مرور نظام‌مند بوده که برای دستیابی به این هدف، یک مرور نظام‌مند با جست‌وجو در پایگاه‌های اطلاعاتی داخلی سیویلیکا (Civilica)، جهاد دانشگاهی (SID)، مگ ایران (Magiran)، ایران داک (Irandoc)، نورمگز (Noormags) طی سال های 1395 تا 1405و پایگاه‌های اطلاعاتی خارجی ISI ،Scopus ,Google Scholar, Elsevier ,ISC و Sciencedirect طی سال های 2018 تا 2026 پرداخته‌ شد. یافته‌ها: یافته ها نشان داد که هویت‌بخشی، شادی‌های مشترک، مشارکت‌جویی، تعاملات جمعی، فرهنگ‌پذیری، همبستگی بین‌نسلی و سرمایه فرهنگی از جمله مهمترین محورهای کلیدی در باب نقش و جایگاه آیین ها و سنت های فرهنگی در بهبود شادی در مدارس بود. همچنین آیین‌های هنری-جمعی، میراث فرهنگی مشترک، تعلق گروهی، مشارکت‌جویی، تعلق گروهی، امنیت روانی-جمعی و انسجام عاطفی از جمله مهمترین محورهای کلیدی در باب نقش و جایگاه آیین ها و سنت های فرهنگی در بهبود همبستگی در مدارس بود. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که آیین‌ها و سنت‌های فرهنگی، با تقویت احساس تعلق، هویت مشترک و هم‌بودگی در مدرسه، نقش مهمی در افزایش شادی و همبستگی دانش‌آموزان ایفا می‌کنند. بر این اساس، ادغام هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده آیین‌های بومی در برنامه‌های مدرسه می‌تواند به‌عنوان راهبردی کارآمد برای بهبود شادی و همبستگی دانش آموزان در مدارس مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل راهکارهای تربیتی و روان‌شناختی کاهش اضطراب جدایی در دانش‌آموزان پایه اول ابتدایی در آغاز &amp;rlm;ورود به مدرسه</title>
      <link>http://www.esbam.ir/article_246875.html</link>
      <description>هدف: بدو ورود به مدرسه و آغاز دوره ابتدایی، یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین مراحل تحول و جامعه‌پذیری در چرخه زندگی کودکان به &amp;amp;rlm;شمار می‌رود. این انتقال تحولی بزرگ، با وجود ظرفیت‌های بالایی که برای رشد شناختی و اجتماعی دارد، برای بسیاری از کودکان با &amp;amp;rlm;تنش‌های عاطفی عمیقی همراه است که بارزترین نمود آن، اضطراب جدایی است. اضطراب جدایی در دانش‌آموزان پایه اول ابتدایی، &amp;amp;rlm;نه‌تنها فرآیند جامعه‌پذیری و انطباق آموزشگاهی را مختل می‌سازد، بلکه عملکرد تحصیلی و سلامت روانی کودک را نیز تحت شعاع &amp;amp;rlm;قرار می‌دهد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل جامع راهکارهای تربیتی و روان‌شناختی کاهش اضطراب جدایی در دانش‌آموزان پایه اول &amp;amp;rlm;ابتدایی در آغاز ورود به مدرسه است. روش کار: این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد مروری (کتابخانه‌ای) انجام شده است. برای &amp;amp;rlm;گردآوری داده‌ها و اطلاعات پژوهش، محتوای اسناد، کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها و مقالات علمی مندرج در پایگاه‌های معتبر اطلاعاتی مورد &amp;amp;rlm;واکاوی دقیق قرار گرفته است. نتایج: نتایج این بررسی نشان داد که کنترل و کاهش اضطراب جدایی، نیازمند یک رویکرد چندبعدی و &amp;amp;rlm;نظام‌مند است که هم‌زمان مؤلفه‌های فردی، خانوادگی و آموزشگاهی را هدف قرار دهد. استراتژی‌های روان‌شناختی مبتنی بر &amp;amp;rlm;بازی‌درمانی، مواجهه تدریجی و تمرین‌های تن‌آرامی در کنار استراتژی‌های تربیتی نظیر فضاسازی جاذب محیط مدرسه، شایستگی &amp;amp;rlm;عاطفی معلمان و برنامه‌های آماده‌سازی پیش از آغاز سال تحصیلی، اثربخشی بالایی در مهار این چالش دارند. هم‌چنین، همسویی و &amp;amp;rlm;تعامل پویا میان ارکان خانواده و مدرسه، نقشی بی‌بدیل در پایداری مداخلات و تسهیل گذار کودک از محیط امن خانه به جامعه &amp;amp;rlm;مدرسه ایفا می‌کند. نتیجه&amp;amp;shy; گیری: نتیجه‌گیری کلی نشان داد که این پژوهش ضمن تبیین الگوهای مداخله‌ای، پیشنهادات کاربردی جهت ارتقای تاب‌آوری عاطفی &amp;amp;rlm;نوورودان ارائه می‌دهد&amp;amp;lrm;.&amp;amp;lrm;</description>
    </item>
    <item>
      <title>شطرنج، ریاضی و مغز: مروری بر مکانیسم‌های شناختی و عصبی و کاربردهای آن در تقویت &amp;rlm;یادگیری ریاضی دانش‌آموزان</title>
      <link>http://www.esbam.ir/article_250521.html</link>
      <description>هدف:  تبیین ارتباط سه‌گانه شطرنج، ریاضیات و عملکرد مغز و بررسی شواهد تجربی تأثیر شطرنج بر یادگیری ریاضی. روش:  مرور نظام‌مند پژوهش‌های داخلی و خارجی در بازه ۱۹۶۵ تا ۲۰۲۵ می باشد. یافته‌ها:  شطرنج با درگیر کردن فرآیندهای حل مسئله، تفکر پیش‌نگر و بازداری پاسخ، حافظه کاری و تمرکز را تقویت می‌کند. از منظر علوم اعصاب شناختی، تمرین منظم شطرنج با تغییرات ساختاری در قشر پیش‌پیشانی و هیپوکامپ همراه است. آموزش شطرنج در دوره ابتدایی مهارت حل مسئله ریاضی را ۲۰-۳۰ درصد بهبود می‌بخشد و اضطراب ریاضی را کاهش می‌دهد. نتیجه‌گیری:  با وجود پتانسیل بالای شطرنج، نظام‌های آموزشی از جمله ایران با کمبود معلمان آموزش‌دیده و نبود برنامه درسی استاندارد مواجه‌اند. ارائه سه مدل پیاده‌سازی (فوق‌برنامه، تلفیقی، جایگزینی) و پیشنهادهای سیاستی می‌تواند به ادغام هدفمند شطرنج در برنامه درسی ریاضی کمک کند. پژوهش‌های آتی نیازمند کارآزمایی‌های تصادفی‌شده و دوره‌های پیگیری بلندمدت هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پدیدارشناختی تجربه زیسته دانشجومعلمان از نقش تحرک بدنی در پیوند ذهن و بدن و ارتقای خودباوری حرفه‌ای معلمان</title>
      <link>http://www.esbam.ir/article_252540.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته دانشجومعلمان از نقش تحرک بدنی در پیوند ذهن و بدن و ارتقای خودباوری حرفه‌ای انجام شد.
روش کار: روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی بود. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۵ نفر از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش کدگذاری مضمونی تحلیل گردید. یافته‌های پژوهش در قالب هشت مضمون اصلی شامل ادراک تحرک بدنی به مثابه منبع حیات روانی، تجربه پیوند ذهن و بدن، بازسازی خودپنداره، شکل‌گیری خودباوری حرفه‌ای، تجربه اجتماعی حرکت، راهبردهای مقابله‌ای، موانع زیست‌بدنی و چشم‌انداز معلمی آینده استخراج شد.
نتایج: نتایج نشان داد که تحرک بدنی پدیده‌ای چندبعدی است که از طریق ایجاد انسجام درونی، تنظیم هیجان و افزایش احساس توانمندی، پیوندی عمیق میان ساحت جسم و ذهن دانشجومعلم برقرار کرده و او را برای ایفای نقش معلمی پویا آماده می‌سازد. در واقع، خودباوری حرفه‌ای محصولی از بدنِ توانمند و آگاهیِ تن‌مند است که به معلم جرئت حضور، تسلط رفتاری و تعامل سازنده در کلاس درس را می‌بخشد؛ با این حال، موانع ساختاری موجود، این تجربه را محدود کرده است.
نتیجه گیری: نتیجه‌گیری می‌شود که تحرک بدنی فراتر از یک فعالیت فوق‌برنامه، یک ضرورت پداگوژیک است که باید در سیاست‌گذاری‌های کلان تربیت‌معلم برای ارتقای سلامت روانی، کاهش فرسودگی شغلی و تضمین کیفیت تدریس لحاظ شود. تغییر رویکرد از آموزشِ صرفاً شناختی به آموزشِ تن‌مند، راهبردی کلیدی برای پرورش معلمان خودباور و توانمند در نظام آموزشی است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
